یه وقت هایی باید نگاه هایی رو تحمل کنی که حتی توی سربازی هم ارشد گروهانتون اینجوری بهت نگاه نکرده و تحقیر نشدی!
یه وقت های باید سفارشاتی رو انجام بدی که با همه وجودت به غیراصولی بودن اونها باور داری!
یه کارشناس یا مدیر طوری با تو حرف می زنن که انگار تو غلام و برده اون واحدی و باید به اوامرشون عمل کنی!
یه طرحی می یاد که نه به اعتقاد تو، بلکه به اعتقاد همه هیچ ارزش بصری نداره، اما به تو می گن این خودشه و تو هم باید بخونی که تلاشت برای توضیح در بی ارتباط بودن طرح کاملا بیهوده است و باید مثل یه بچه حرف گوش کن این کارو انجام بدی!
یه وقت هایی تو کارمندی، یه وقت هایی کارشناسی، یه وقت هایی تو خیلی باارزشی، یه وقت هایی به تو ربطی نداره، یه وقت هایی: کی از تو پرسید؟! کارت رو بکن، یه وقت هایی…
یه وقت هایی نمی شه نگفت، اما می مونی که چی بگی یا چه جوری بگی!!




