به نظر بنده بیشترین تقصیر ها متوجه همان کسانی است که در طول سالها کار وتحصیل در رشته روابط عمومی نسبت به شغل و حرفه و تخصص خود هیچ احساس مسئولیتی ندارند.البته اين بدان معني نيست كه بقيه تقصيري ندارند .
اگر به هر یک از مشاغل مختلف کشور نظر کنید متوجه خواهید شد اکثر مشاغل برای خود یک صنف بخصوص دارند و از حقوق صنفی خود در قالب یک تشکل صنفی بصورت هماهنگ دفاع می کنند ولی تنها حرفه ای که متاسفانه بجز چند سازمان غیر دولتی (NGO) خصوصي كه بيشتر به دکان و یا ممر درآمد عده ای فرصت طلب و سود جو شبیه اند و از این فرصت طلایی بی حساب و کتاب در حوزه روابط عمومی همانند تجار حرفه ای به پر کردن جیب خود مشغولند تا پرداختن به اعتلای روابط عمومی(البته بجزانجمن روابط عمومي ايران)؛ هیچگونه تشکل صنفی دردر اين زمينه کشور وجود ندارد.
گذشته از فقدان غیرت حرفه ای کارکنان شاغل در بخش روابط عمومی که خود ناشی از ساختار کهنه اداری است، تربیت شاغلین روابط عمومی بعنوان افرادی «بله قربان گو» در سازمان های دولتی بعنوان اساسی ترین عامل رکود و عقب ماندگی روابط عمومی در کشور بشمار می رود وهمه این مشکلات ناشی از آن است که امروزه در کشور ما برای روابط عمومی یک متولی مشخصی وجود ندارد تا چه رسد به آن که درباره حرمت و شرافت و قداست آن با الهام از ضرب المثل حرمت امامزاده به متولی است بخواهیم صحبت کنیم!
ولی از آنجایی که بالاخره دلسوزان و علاقمندانی هر چند اندک در این زمینه نیز وجود دارند و حتی در بین مسئولین کشور از مقام معظم رهبری و ریاست محترم جمهوری گرفته تا برخی دیگر از مسئولین عالی رتبه نظام جمهوری اسلامی همواره بر ضرورت بهره گیری از دانش روابط عمومی در ادارات، سازمانها و نهادهای انقلاب اسلامی ایران به کرات تاکید نموده اند و ضرورت آن را موکدا مقام معظم رهبری بویژه در دیدار سال گذشته خود با اعضای محترم هیئت دولت نهم جمهوری اسلامی ایران خاطر نشان کرده اند ولی متاسفانه نه تنها در این زمینه اقدامی عملی انجام نشده بلکه به آن توجه لازم هم نشده است.
خوب یادم است در دیداری که اعضای محترم هیات دولت با مقام معظم رهبری داشتند معظم له موکدا به هیات دولت سفارش و توصیه فرمودند که روابط عمومی ها را جدی بگیرند و از این کانال مهم ارتباطی برای اطلاع رسانی به مردم بهره گیرند.
اما افسوس که هیچگونه اقدامی عملی در این زمینه صورت نگرفت و بسیاری از زحمات و خدمات این دولت در لابه لای مسائل و بحران های سیاسی، دعواهای حزبی و گروهی مکتوم ماند.
هر چند نمی شود تلاش کسانی را که سعی داشتند با شیوه ای کاملا علمی و ریشه ای مسائل و مشکلات روابط عمومی را از بالا به پایین حل کنند مانند جناب آقای پاریاب که مدتی در شورای اطلاع رسانی و تبلیغات دولت نسبت به تدوین دومین آیین نامه روابط عمومی در کشور فعال بودند را؛ از نظر دور داشت ولی همین اقدامات مثبت اندک نیز در ورای تغییرات زود هنگام دلسوزان این رشته و تخصص متاسفانه به سرعت رنگ باخت و پس از مدتی به فراموشی سپرده شد.
سوال این است که چرا؟! اگر چه فلسفه پیدایش روابط عمومی که همان مردمداری می باشد به دنیای مدرن امروزی بر می گردد ولی اندیشه حکومت مردم بر مردم و تحقق حکومت مردمسالاری دینی که قرار است ما بنیان گزار آن در جهان باشیم سابقه ای بس دیرینه در تاریخ کشور و تمدن کهن پارس ها دارد.
این مساله نه تنها ریشه درتمدن کهن ایرانیان دارد بلکه در متون اسلامی و تعالیم انبیا و اولیا الهی و بویژه قرآن ،احادیث، نهج البلاغه و روایات مختلف نقل شده از معصومین (ع) نیز بر اهمیت و ضرورت آن اشاره و بلکه تاکید شده است.
در بین گروه های مختلف اسلامی نیز بیشترین تاکید در زمینه فلسفه روابط عمومی که همان مردم داری باشد باز منحصر به شیعه و پیروان مولای متقیان حضرت علی(ع ) می باشد.
آنجا که حضرت علی(ع) در یکی از خطبه های خودش خطاب به مالک اشتر نخعی تاکید می کند: ای مالک قسمتی از وقت خود را به مردم اختصاص بده و به رتق و فتق مسائل و مشکلات آنان بپرداز.
نظایر این جملات و بیانات زیبا که به نوعی به مسائل روابط عمومی ارتباط پیدا می کند در نهج البلاغه کم نیستند.
اگر مقایسه ای علمی نیز در رابطه با این موضوع بین مذاهب و گروه های مختلف اسلامی انجام می شد به مراتب مبین این حقیقت همیشه زنده بود که هیچ مذهبی در بین مذاهب مسلمانان به اندازه مذهب تشیع برای مردم اهمیت ، حرمت وارزش قائل نشده است. اما اگر چه در تعالیم اسلامی، علوم و متون اسلامی و ملی دارای فرهنگ و پیشینه ای بسیار غنی در زمینه روابط عمومی هستیم؛ ولی متاسفانه در عمل کردن به آن مشكلات زيادي داريم. قبل از پیروزی انقلاب اسلامی به شهادت متون تاریخی بجای مانده از آن دوران در سال 1330 بعنی 33 سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی اولین آئین نامه تشکیل روابط عمومی در کشور و در زمان حکومت پهلوی تهیه و تدوین می شود.
بر اساس مفادی از این آیین نامه هیچ کس بدون اجازه وزیر «اطلاعات و جهانگردی» وقت حق تغییر و جابجایی مدیران روابط عمومی را نداشته است.
اما متاسفانه امروزه روابط عمومی اولین گزینه تغییر مدیران است و اگر چه این مساله از زاویه ای دیگر مبین نوعی توجه افراطی به روابط عمومی است، ولی تغییرات متعدد و پی در پی مدیران روابط عمومی و گماردن افرادی بی تجربه و جاهل نسبت به ماهیت روابط عمومی بر مصدر اين حرفه وهنربویژه در موسسات دولتی نه تنها به اعتلای وضعیت روابط عمومی کمکی نمی کند بلکه انگیزه کاری را از کارکنان خدوم و زحمتکش روابط عمومی می گیرد و نوعی سرخوردگی را در کارکنان روابط عمومی پدید می آورد.
جدای از این مساله شما تصور کنید وقتی که فرد ي برای یک یا چند سال مدیریت یک واحد روابط عمومی را بر عهده می گیرد و تازه آموزش های لازم را در این خصوص فرا می گیرد درست موقعی که باید این نهال نو پا به ثمر برسد به یکباره ریشه آنرا با تعویض مدیر روابط عمومی تبرمانند قطع می نمایند و این مساله متاسفانه به نوعی اتلاف سرمایه های انسانی و منابع مادی سازمان های دولتی است که توجهی به آن نمی شود در حالی که به تجربه ثابت شده است روابط عمومی های که تغییرات مدیریتی کمتر در آنها اتفاق می افتد به مراتب حرفه ای تر وموفق تر از سایر روابط عمومی ها عمل می کنند و نتایج رضایت بخش تری را برای سازمان ها به ارمغان می آورند و به قول مرحوم شهید دکتر چمران که جمله معروفی در این زمینه دارد اگر بخواهیم مقایسه ای در مورد تعهد و تخصص در روابط عمومی داشته باشیم بایستی از این جمله بسیار آموزنده این شهید والا مقام درس بگیریم. آنجا که می گوید: « به من می گویند تعهد مهمتر از تخصص است ولی من می گویم آن کسی که تخصص ندارد تعهد هم ندارد».
بنابر این نتیجه می گیریم اعتلای وضعیت روابط عمومی در کشور بیش از هر مساله ای بر می گردد به نهادینه شدن تخصص گرایی در حوزه روابط عمومی و سپردن جریان امور به دست کارشناسان متخصص متعهد تا بلكه به مدد تلفیق تعهد و تخصص جهشی در وضیعت روابط عمومی کشور ایجاد شود.
به همین دلایل و به منظور ساماندهی مشکلات و مسائل حوزه روابط عمومی و نهادینه کردن این هنر یا حرفه در کشورضرورت دارد سندی چشم انداز تهیه و بر مبنای آن برنامه های بلند مدت، میان مدت و کوتاه مدت تهیه و با متد های علمی و اصولی در جهت اجرای آن اقدامات موثری صورت گیرد.
در این بین دستگاههای فرهنگی بویژه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و وزارت کشور بعنوان کسانی که بیشتر از سایر وزارت خانه ها در این زمینه تجربه دارند می توانند نقش بسیار سازنده و موثری داشته باشند.
به همین امید....

