تبليغاتX
دهکده جهانی - آشنایی با نظریه ارتباطی" ديويد رايزمن"

1-     جوامع  سنتي يا باستاني(جوامع سنت راهبر)

 اين جامعه نخستين جامعه گروه انساني است که مهمترين ويژگيهاي اين نوع جامعه را مي توان چنين شمرد: حاکم بودن اقتصاد فقر و اقتصاد کمياب ، زاد و ولد زياد (هر چند مرگ و مير زياد تا حدودي انرا تعادل مي کند)، حاکم بودن آداب و رسوم و عقايد گذشتگان در اين جوامع . يعني «سنت»عامل اصلي نظارت اجتماعي در اين نوع جوامع به شمار مي ايد.

در اين نوع جوامع تربيت فردي براساس حماسه ها ،افسانه ها و اساطير شکل مي گيرد که به صورت شفاهي به افراد ديگر منتقل مي شود.(تعادل جمعيتي برقرار است چرا که هر چند زاد و ولد زياد است اما مرگ و ميرنيز زيادمي باشد)

 2-    جوامع فرد گرايي( جوامع درون راهبر)

  اين دوران شامل دوران عصرانقلاب صنعتي و انقلابهاي سياسي قرن 19 و 20 مي باشد.سرآغاز ظهور اين نوع جوامع را مي توان پيدايش صنعت چاپ دانست .اين صنعت موجب رواج انگاره فردي در جوامع شده است .دراين مرحله افراد به ويژه کودکان خود را با کتاب در گوشه اي خلوت مي خواهند .بنابراين زمينه جدايي فرد از جمع خود به خود ظهور مي يابد و مصلحت فردي بر مصلحت جمعي پيشي مي گيرد .

به نظر رايزمن عامل جمعيتي در بروز چنين جوامعي نقش دارند چرا که در اين مرحله هر چند که زاد وولد زياد مي باشد اما بر اثر پيشرفت هاي علمي از مرگ و مير زياد جلوگيري مي شود و افراد از زتدگي نسبتا مرفهي برخوردار مي شوند .در چنين شرايطي واکنش هاي مکانيکي در برابر سنت ها به تدريج از بين مي رود.(عدم تعادل جمعيتي چرا که زاد وولد زياد اما مرگ و مير کم)

در اين دوره جامعه به دنبال پرورش انسان هاي است که  از درون هدايت مي شوند.

3-    جامعه مصرف گرايي (جوامع دگر راهبر)

  در اين مرحله خصلت انسان از «برون هدايت شده » جانشين انسان از «درون هدايت شده » مي شود.در اين جوامع اين نگرش که بايد توليد کرد و صرفه جويي نمود ،اهميت خود را از دست مي دهد .در اين جوامع«ديگران » در زندگي و براي فرد اهميت مي يابد .بنابراين فرد ناچار است خود را با ديگران انطباق دهد .يکي از مهمترين ويژگيهاي اين دوران مي توان به کاهش اهميت خانواده و سنت ها در موضوع نظارت اجتماعي اشاره کرد و به جاي ان وسايل ارتباط جمعي وساير گروهها مثل دوستان و همسالان از اهميت دو چندان برخوردار مي شوند..

در اين دوره همانند دوره اول تعادل جمعيتي برقرار مي شود چرا که هر چند مرگ وميرکم شده است اما زاد و ولد نيز کم  شده است)

بررسي اين نظريه

 ديويد رايزمن معتقد است که در دوره مصرف و فراواني اين رسانه ها هستند که نقش راهبردي و هدايت را برعهده مي گيرند.بر اساس اين نظريه بايد گفت کارکرد رسانه و مطبوعات در ايران سوال برانگيز است يعني ان روشنگري که رسانه ها به خصو ص مطبوعات بايد به افکار عمومي ارايه دهند متاسفانه در حاشيه قرار گرفته و به جاي اينکه به مسايل ومشکلات جامعه به صورت تحليلي پرداخته شود شاهد استفاده از تيترهاي هيجاني و برخي موضوعات کاذب و دست چندم در جامعه هستيم . همچنين در چند دهه گذشته برخي از روزنامه ها برخلاف اينکه در شناسه خود به گزينش هاي عمومي ،اجتماعي و فرهنگي تاکيد کرده اند صرفا درعرصه سياسي فعال بوده اند.

+ نوشته شده توسط علی در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388 و ساعت 18:43 |