درهمايش رونمايي كتاب ريشههاي فرهنگي ارتباط درايران؛
پدرعلم ارتباطات ايران عنوان كرد:
ريشهيابي كنيم چرامطبوعات غرب بادوره استبدادي خداحافظي كردند،اما ما نه

بايد ريشهيابي كنيم چرا با وجود تشابهاتي ميان تاريخ مطبوعات ايران با غرب، غربيها توانستند با چنين شرايط تاريخي خداحافظي كنند اما ما هنوز نتوانستهايم كه البته يكي از دلايل آن عميقتر و طولانيتر بودن استبداد در كشور ماست.
به گزارش خبرنگار رسانه خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دكتر كاظم معتمدنژاد ـ پدر علم ارتباطات ايران ـ كه در همايش رونمايي كتاب "ريشههاي فرهنگي ارتباط در ايران" نوشته دكتر مهدي محسنيانراد سخن ميگفت، با بيان اين مطلب و با اشاره به تحقيقات بومي و ايراني دكتر محسنيانراد اظهار كرد: بايد بررسيهاي تطبيقي تاريخي ميان ايران و ساير كشورها در حوزههاي مختلف ارتباطاتي صورت بگيرد و مشابهتها و تفاوتهاي آنها مشخص شود.
وي با اشاره به اينكه ريشههاي سانسور و سكوت در ايران بيش از كشورهاي اروپايي است افزود: در فرانسه پنج سال پس از انقلاب در اين كشور، كه پيشگام آزادي مطبوعات نيز بود قانون لزوم كسب مجوز براي انتشار مطبوعات و سانسور محتوا تجديد نشده و از بين رفت و در حال حاضر 315 سال است كه به همين شكل ادامه دارد، اما در ايران با وجود آنكه در اولين قانون مطبوعات كشور كه در دورهي مشروطيت تصويب شد انتشار، تنها با اعلامنامه صورت ميگرفت، پس از اصلاح، به ضرورت كسب مجوز تغيير كرد.
او با اشاره به اينكه بعد از پيروزي انقلاب انتظار ميرفت كسب مجوز انتشار براي مطبوعات از بين برود اما همچنان وجود دارد، ادامه داد: به موجب قطعنامه يونسكو درباره توسعه مطبوعات در مارس 2008، مشخص شد ضرورت ثبت نام براي انتشار مطبوعات از بين رفته و تنها بايد آدرس آنها منتشر شود كه در صورت ارتكاب جرم بتوان آن را تعقيب كرد؛ اين در حالي است كه همچنان كسب اجازه براي انتشار روزنامه در كشور وجود داشته و گاهي نيز به بدترين شكل مطبوعات لغو مجوز ميشوند.
پدر علم ارتباطات ايران خاطرنشان كرد: در تطبيقهايي كه در مطالعات تاريخي ميان ايران و ساير كشورها در حوزه ارتباطات صورت گرفته و بايد انجام شود ميبينيم آنچه در غرب براي مطبوعات اتفاق افتاده، در ايران نيز وجود داشته است. مثلا در نمايشنامه عروسي فيگارو كه در قرن هجدهم در فرانسه نوشته شده، آمده است «درباره هيچ چيز نميتوانم بنويسم حتي هوا» اين را در روزنامهي ميرزا زينالعابدين مراغهاي نيز ميتوان ديد كه 150 سال بعد دقيقا همان حرفها را تكرار ميكند «روزنامهنگار هيچ چيز نميتواند بنويسد».
به گفته وي بايد بررسي شود كه چرا غربيها توانستند با چنين شرايط تاريخي خداحافظي كنند اما ما هنوز نتوانستهايم كه البته يكي از دلايل آن اين است كه استبداد در كشور ما عميقتر و طولانيتر بوده و پس از دوره قاجار، دو دوره استبداد پهلوي را نيز داشتهايم، يعني در دورهاي كه اروپاييها مطبوعات تجاري را تجربه ميكردند ما همچنان در دوره استبدادي به سر ميبرديم.
دكتر معتمدنژاد با بيان اينكه اين بررسيها كمك ميكند راه آينده را بهتر بشناسيم، پيشنهاد كرد: بهتر است ريشههاي تاريخي اخلاق ارتباطات نيز در نصيحتنامههاي مختلف و آثار كلاسيك فارسي مورد مطالعه قرار گيرد. قطعا اگر بودجههاي بيشتري به تحقيقات ارتباطاتي اختصاص يابد زمينههاي خوبي براي انجام تحقيقات كاربردي در اين حوزه فراهم خواهد شد.
او همچنين يادآور شد: بهتر است نام كتاب "ريشههاي فرهنگي ارتباط در ايران" در چاپ بعد به "ريشههاي فرهنگي ارتباطات (نه ارتباط) در ايران" تغيير كند.

